Entry: چرا كاپوچينو را دوست ندارم؟ 6/30/2004



- چند ماه پيش با دوست ناديده اي صحبت ميكردم كه وبلاگش رو ميخوندم و قلمش و از آن مهمتر نگاهش رو دوست داشتم. در اثناي صحبت  با خوشحالي خبر از پيوستنش به جمع « كاپوچينو »يي ها داد. طبق عادت قديمي و دردسر ساز نظرم رو رك و صريح اعلام كردم و تاكيد كردم كه من كار تو رو دوست دارم و سطح كارت رو از مجله كاپوچينو بالاتر ميدانم و فكر ميكنم نوشتن تو در كاپوچينو سطح نوشته هاي وبلاگت را پايين بياره. هر چند همين قضيه باعث شد باب دوستي كه هنوز باز نشده بود بسته بشه و همينطور بسته بمونه و مثل هميشه صراحت ، باعث كدورت بشه ، ولي من نتونستم خودم رو قانع كنم كه انتقاداتم رو از كاپوچينو مدون كنم و به اطلاع اون عزيز و بقيه بچه هاي كاپوچينو برسونم. علتش هم اين بود كه احساس ميكردم كاپوچينو اساساً نيازي به نقد ندارد. چون نه چندان ميل محسوسي به پيشرفت داره و نه اينكه خوانندگان به خاطر خوندنش پولي پرداخت ميكنند.  ضمن اينكه يك عده اي با كلي عشق و علاقه براي به سامان رسيدنش زحمت ميكشن. در واقع انتقاد از كاپوچينو به نظر من مثل اين ميمونه كه آدم بياد يه ويژه نامه رايگاني رو كه يك عده خاصي براي دغدغه هاي ذهني خودشون چاپ ميكنن نقد كنه. خوب اولين جوابي كه به اين منتقد داده ميشه اينه كه آقا شما سليقه ات به ما نميخوره. در واقع به طور مودبانه بهش ميگن آقا نميخواي نخون.

ضمن اينكه اگر هم قراره نقدي نوشته بشه بايد از طرف كسي باشه كه علقه و علاقه اي به كاپوچينو داره و من كه هيچوقت چنين احساسي نداشتم نميتونم انگيزه كافي براي اين كار داشته باشم.

منتها الان قضيه فرق ميكنه. فراخوان عمومي براي نقد كاپوچينو داده شده و ممكنه از لابه لاي اين حرفها اتفاقات خوبي شكل بگيره كه كلاً اثرات مثبتي داشته باشه. پس اجالتاً پيش به سوي نقد كاپوچينو!

- در مورد مخاطب من فكر ميكنم  بايد ديد اساساً سياستگذاري كاپوچينو چيه؟ واقعاً به دنبال ارضاء كدوم طيف از خوانندگانشه. در واقع اين بر ميگرده به سياستگذاري نشريه كه من فكر ميكنم غايب اصلي تصميمگيري ها بوده و در واقع هنوز مشخص نشده كه بچه هايي كه دارن كار ميكنن واقعاً از جون نشريه اينترنتي چي مي خوان و قراره كاپوچينو چي بشه؟( اگر همين الان گزارش نيما رو از جلسه دبيران اجرايي ادوار كاپوچينو ببينيد متوجه اين مشكل بزرگ و اساسي خواهيد شد.)

صحبت كردن در مورد اينكه اين كار براي بچه ها هزينه بره و اينها دارن از وقتشون و زندگيشون براي اين نشريه ميزنن به نظر من غير قابل دركه و درواقع بيشتر به يك شوخي شبيهه. سود ده نبودن كاپوچينو در واقع تصميم خود گردانندگانش بوده و ضمن اينكه به هر حال وقتي كسي كاري رو انجام ميده داره يه نفعي ازش ميبره و گرنه حتماً رهاش ميكرد. حالا اين نفع ممكنه سوددهي مالي باشه ممكنه ارضاء نياز رفيق بازي باشه ، ممكنه يك جور تجربه كردن باشه يا محك زدن باشه يا هر چيز ديگه. در كل من به شدت با تكرار اين مسئله كه ترجيع بند همه دفاعيه ها و نقدها شده مشكل دارم و نميدونم چرا بايد مكرراً تذكر داده بشه كه اين دوستان دارن بدون هيچ چشمداشتي كار ميكنن.

- اكثر بچه هاي كاپوچينو وبلاگهاي خوبي دارن. تا جايي كه من فكر ميكنم اگر اين نشريه به جاي هر چيز ديگري فقط مجموعه وبلاگهاي اين دوستان ميشد نتيجه كار به مراتب رضايت بخشتر و جذابتر از آب در مي اومد.( اين يك پيشنهاد نيست فقط يك تلنگر است به كساني كه فكر ميكنند كاپوچينو ويزيتور خوبي دارد)

- ادبيات كاپوچينو ادبيات سرگردون و بلاتكليفيه. در واقع چيزيه مابين ادبيات روزنامه اي و ادبيات وبلاگي. اگر اين حالت بينابيني در همه مطالب وجود داشت ميتونست به عنوان نقطه قوت مطرح بشه ولي اينكه لحن مصاحبه ها بعضاً به لحن صميمي و وبلاگي نزديك بشه و بقيه مطالب با ادبيات رسمي و روزنامه اي نوشته بشن به شدت تو ذوق ميزنه. اساساً نبودن يكپارچگي ( چه در فرم و چه در محتوا ) يكي از مشكلات اصلي كاپوچينوست كه مشخصاً از همونجايي ناشي ميشه كه دوستان فكر ميكنن نقطه قوته. يعني جايگزين كردن دبير اجرايي به جاي سردبير يا به عبارت ديگه جايگزين كردن كار اديت كردن و مديريت كردن و يكپارچه كردن و روح واحد دادن به نشريه با يك كار صرفاً مكانيزه يا به قول خود دوستان حمالي.

پ.ن : حميدرضا جان . فكر ميكني چرا نتوانسته بوديد اين بحث نقد كاپوچينو را قبلاً راه بيندازيد؟ فكر نميكني اين قضيه به سطح مخاطبان بالفعل كاپوچينو برميگردد كه كاپوچينو در طي اين صد شماره  جمع كرده است؟


اين نوشته بنا به دلايل زيادي اون جوري كه ميخواستم نشد. ولي به هر حال قسمتي از حرفهاي منه در مورد كاپوچينويي كه حالا به صدمين شماره رسيده و هنوز دوستش ندارم.

نقدهاي بهتر را اينجاها بخوانيد :

کاپوچينو، کاپيتانی که خوب بازی نمی کند ... خوابگرد

تنها راه فرار از متوسط بودن ... حسین درخشان

چشم هايتان کاپيتان می بیند ... نیما رسولزاده   

موضع دو گانه در برابر کاپوچينو ... زن نوشت

انتقاد از کاپوچينو وظيفه هر انسان متعهديست... غلاف تمام فلزی

بضاعتمان همين است ... احسان
و
عاشقونه های تلخ و شیرین ... كيوان


 

 

   2 comments

hamidreza
July 1, 2004   02:17 PM PDT
 
ی ǁ (ی ی ǁ ی ی ǁی Ԙ ǁ ) ی ی . .
ی ی ! ی ی ...
k1
July 1, 2004   12:33 AM PDT
 
mamnoon az inke nazaret ro dar rabeteh ba cappuccino neveshti. mer30 va moafagh bashi refigh!

Leave a Comment:

Name


Homepage (optional)


Comments