وبلاگهايي كه ميخونم به ترتيب به روز شدن :



ليست وبلاگهاي دانشجويان


   

<< August 2016 >>
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
 01 02 03 04 05 06
07 08 09 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31




If you want to be updated on this weblog Enter your email here:



Contact Me

templet by :
Mamooli

If you want to be updated on this weblog Enter your email here:

8/18/2004
The End

Have a good life
See you
Bye


 نوشته شده در  12:17 am توسط akhavi
 Comments (8)

8/2/2004
يك تكذيبيه و يك پيشنهاد

1- در پي تماسهاي مكرر دوستان و آشنايان و سوالات پايان ناپذيرشان در مورد اتفاقات پيش آمده (1،2،3،4،5) براي يكي از هنر پيشگان سينمايي (م.ب) بدينوسيله كليه مسايل تكذيب ميگردد و از همين جا اعلام ميكنم كه كار من نيست.
2- حتي اگر به هيچ عنوان حوصله پيگيري اخبار سياسي رو ندارين اجالتآً تيريپ اين حاج خانوم رو دريابين كه غفلت موجب كون سوزي شديد است.

 نوشته شده در  12:47 am توسط akhavi
 Comments (1)

دوباره بيني

مخصوصاً اگر احساس كردين فيلمي به شدت خوشحالتون كرده و در برابرش دچار خودباختگي حاد شدين ، سعي كنين بعد از مدتي كه از فيلم فاصله گرفتين مجدداً سراغش برين. شديداً اعتقاد دارم قضاوت جديدتون به مراتب به حقيقت نزديكتر خواهد بود. البته مدتهاست به اين نتيجه رسيدم و سالهاست كه دارم بهش عمل ميكنم ولي در واقع تجربه ديروز و امروزم اين نظريه رو كاملاً برام اثبات كرد. من بعد از ديدن مهمان مامان توي جشنواره امسال واقعاً از خود بي خود شده بودم. در واقع فيلم رو تا حد پرستش دوست داشتم و الان خيلي خوشحالم كه بعد از تماشاي مجدد هنوز ذره اي از علاقه ديوانه وارم بهش كم نشده. عكس اين اتفاق امروز بعد از تماشاي مجدد باشگاه مشت زني ديويد فينچر افتاد.هر چند تماشاي بدون زيرنويس اين فيلم براي بار اول باعث شده بود خيلي از مطالب رو اصلاً متوجه نشم ، ولي به هر حال از فيلم خوشم اومده بود.منتها حالا كه فيلم رو با زيرنويس مطلوب و كيفيت مناسب ( و البته شرايط سني كمي متفاوت) ديدم احساس ميكنم كه خيلي سطحي و اصطلاحاً «رو» ساخته شده. در واقع كل فيلم رو بيشتر به شكل يه بيانيه سياسي-اجتماعي ميبينم تا يك فيلم سينمايي و اين اصلاً خوب نيست. حتي براي من كه تا همين چند ماه پيش مشغول نوشتن بيانيه هاي سياسي-اجتماعي بودم.


 نوشته شده در  12:25 am توسط akhavi
 Comments (1)

7/30/2004
The talented Mr Tarantino

امروز كه فرصتي دست داد و اول صبح در معيت دوست روشنفكرمان Pulp Fiction رو سه باره بيني كرديم و بعد از ظهر هم جلد دوم بيل را بكش رو توي سالن كوچك حوزه هنري ديدم دقيقاً تونستم ظرافتهاي كارگرداني و به ويژه فيلمنامه نويسي اين فيلمها رو با هم مقايسه كنم و حالا ميتونم با تاكيد فراوان بگم هر چند تماشاي صحنه له شدن تخم چشم يك نفر زير پاي مبارزش (مخصوصاً اينكه كمي هم از اين نايع لزج از فاصله بين انگشت هاي پا بيرون بزند) واقعاً لذتي وصف ناشدني رو در وجودم بر انگيخت و هر چند دلقك بازيهاي تارانتينو بازيهاي كيل بيل پايان ناپذير به نظر ميرسند ولي مطمئن باشيد تا هميشه تاريخ Pulp Fiction يه چيز ديگه هست و خواهد بود.

 نوشته شده در  11:22 pm توسط akhavi
 Comments (1)

راههاي افتخار

قضاوت در مورد فيلمهايي كه ساليان زيادي از ساخته شدنشون ميگذره كار راحتي نيست. چه بخواهيم در مورد مضمون كار صحبت كنيم و چه در مورد تكنيكش به هرحال مجبوريم هر از گاهي سال ساخته شدنش رو به خودمون يادآوري كنيم. با اين وجود هم از تماشاي راههاي افتخار لذت بردم و هم از شنيدن صحبتهاي احمد رضا درويش (البته اون جاهايي كه در مورد تكنيك كارگرداني كوبريك حرف زد). اميدوارم مهمانهاي هفته ديگه «سينما يك» كه قراره در مورد «دكتر استرنج لاو ...» صحبت كنن حد اقل در سطح مهمانهاي اين هفته شون باشن.

 نوشته شده در  02:16 am توسط akhavi
 Make a comment

7/23/2004
21grams

بعد از چهل و هشت ساعت هنوز مستي تماشاي DVD بيست و يك گرم از سرم نپريده.
عجب شاهكاري بود لا مروت.

 نوشته شده در  04:59 pm توسط akhavi
 Comments (1)

7/18/2004
آقاي ريپلي با استعداد

برنامه مشترك اين ماه ماهنامه فيلم نگار و فرهنگسراي نياوران افتضاح بود. اولاً كه به جاي نمايش نسخه اصلي و كاملتر فيلم نه چندان خوب «استعداد آقاي ريپلي» نسخه دوبله شده اون رو كه ترجمه افتضاح و سانسور اعصاب خورد كن و دوبله آزار دهنده اي داشت پخش كردن. بعد هم در حالي كه از قبل قرار بود برنامه با حضور اصغر فرهادي برگزار بشه از يك هفته پيش فرهاد توحيدي رو به عنوان منتقد مهمان نعرفي كردن و بعد از نمايش فيلم هم در يك اقدام غير منتظره امير قادري رو براي صحبت درباره فيلمنامه روي سن دعوت كردن. خلاصه كه سيركي بود فراموش نشدني. در مورد فيلمنامه و كارگرداني هم به دليل سانسور بي رويه اي كه در جريان فيلم انجام شده بود ترجيح ميدم قضاوتي نكنم. هر چند كل فيلم به هيچ وجه نظرم رو جلب نكرد.

 نوشته شده در  11:45 pm توسط akhavi
 Comments (4)

7/17/2004
سرزمين آرزوها

مدتي بود داشتم فكر ميكردم براي ادامه زندگي كدوم گوشه دنيا مناسبتره. امشب بالاخره سرزمين روياييمو پيدا كردم.
سوييس!
اون هم فقط به خاطر اين توالتهاي با حالشون كه از بيرونش هيچي معلوم نيست ولي وقتي بري توش مي توني همه رو ببيني.
ميتوني از اون تو هي خريت مردم و ببيني و هي بريني.
آي حال ميده.
عكسها از وبلاگ زيتون


 نوشته شده در  11:59 pm توسط akhavi
 Comments (1)

مرگ كسب و كار من است

كتابهاي زيادي بوده كه از خوندنشون لذت بردم. ولي تا حالا اين اتفاق برام نيفتاده بود. در واقع علاقه وافر و روزافزون من به رمان كم نظير «روبر مرل» و البته ترجمه جادويي «شاملو » در حدي هست كه باعث شده به خودم اجازه ندم روزانه بيشتر از پنجاه صفحه اش رو بخونم تا بتونم چند روز ذهنم رو باهاش درگير كنم و در طول اين مدت از خوندنش لذت ببرم.

 نوشته شده در  11:37 pm توسط akhavi
 Make a comment

7/16/2004
يك پنجشنبه چگونه ميتواند باشد؟

طلسم شكسته نشد و من باز هم در آخرين لحظه نتونستم «راي باز» فيلم تحسين شده مهدي نوربخش رو ببينم. فيلمي كه تو جشنواره پارسال دل خيلي از دوستان رو برده بود و من هم در جريان جشنواره و هم بعد از اون خيلي مشتاق ديدنش بودم و چند بار هم تا پاي ديدنش پيش رفتم و در آخرين لحظه برنامه به هم خورد. به هرحال امروز كه قرار بود به ديدن اين فيلم و «چند تار مو» آخرين ساخته ايرج كريمي بگذره به ديدن Cold Mountain و كمي خيابون گردي و كمي ديدار دوستان و كمي ساندويچ خوري و كمي فالوده انار خوري و كمي استعمال دخانيات گذشت. تا باد چنين بادا!
اسكاري كه رنه زلوگر براي نقش مكمل زن «كوهستان سرد» گرفت مفت چنگش. انصافاً بازيش سزاوار بالاترين تقديرها بودو البته نقشش هم خيلي خوب نوشته شده بود.ولي متاسفانه «كوهستان سرد» اون طوري كه ازش تعريف شنيده بودم نبود. البته شايد هم مشكل از من باشه كه نتونستم كشف كنم بالاخره آقاي كارگردان با استعداد چرا اين فيلم رو ساخته؟ اون هم 145 دقيقه! اون هم با اين قصه نخ نما و تكراري!

 نوشته شده در  12:45 am توسط akhavi
 Make a comment

Next Page